صفحه نخست
پیوندهای روزانه
سهراب سپهری
فریدون مشیری
م.آزاد
مسعود فردمنش
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
اردلان سرفراز
سیاوش کسرایی
هوشنگ ابتهاج
طاهره صفارزاده
حمید مصدق
حسین منزوی
محمد علی بهمنی

پنج شنبه 21 اسفند 1393 ساعت 3 و 59 دقیقه قبل از ظهر
فک می کنم فهمیده باشی تا کجاها
واسه م مهمه که منو دوس داشته باشی
هیشکی برام جزتو اهمیت نداره
اصلاً نمی خوام از دل من جا به جا شی
 
همه چیم شده داشتن عشقت
مث نبض، داره می زنه عشقت
همین که تو رو دیدم، به خوشبختی رسیدم
تو هستی که به هیشکی دل نمی دم
خودت شاید ندونی، که داری می رسونی
منو به دلخوشی های جدیدم
 
حسی که می گیرم ازت حس کمی نیست
چی می شه احساس منو جدی بگیری
این بهترین لحظه س، همین الان که می گی
از قلب من یک ثانیه م بیرون نمی ری
 
همه چیم شده داشتن عشقت
مث نبض، داره می زنه عشقت
همین که تو رو دیدم، به خوشبختی رسیدم
تو هستی که به هیشکی دل نمی دم
خودت شاید ندونی، که داری می رسونی
منو به دلخوشی های جدیدم

طبقه بندی: علی بحرینی ,

برچسب ها: شاعران جوان ,
(0 نظر)
(13 بازدید)
نوشته شده توسط saeed

دوشنبه 20 بهمن 1393 ساعت 9 و 52 دقیقه قبل از ظهر
بیزارم از شمال از هر چی خاطرست
بیزارم از غمی که تو دلم نشست
دلگیرم از خودم دلگیرم از همه
چون عاشقت شدم این گریه هم غمه

خوشحالی منو دریا ازم گرفت
از دست دادمت دنیامو غم گرفت
دریا تو رو گرفت دریا چشاتو برد
دنیام بودی و دنیام با تو مرد

هیچ دردی اینجوری منو شکست نداد
دریای لعنتی عشقمو پس نداد
بیزارم از خیال از فکرای محال
تا روز مرگمم بیزارم از شمال

نمی‌خوام برم اون حوالی
تو اون جاده‌های شمالی بگم جات خالی
نفس می‌کشم با چه بغضی
قدم می‌زنم با چه حالی فقط جات خالی

رفتیم با هم شمال همه چی عالی بود
اما می‌اومدم جات دیگه خالی بود
تو جاده ی شمال باهات قدم زدم
با خنده رفتیم و با گریه اومدم

کی جاتو پر کنه کی زندگیم بشه
کی هست که مانع دیوونگیم بشه
این غصه ها منو بعد از تو می کشن
کاشکی یکی تو رو برگردونه به من

نمی‌خوام برم اون حوالی
تو اون جاده‌های شمالی بگم جات خالی
نفس می‌کشم با چه بغضی
قدم می‌زنم با چه حالی فقط جات خالی

طبقه بندی: نرگس جعفری ,

برچسب ها: شاعران جوان ,
(0 نظر)
(16 بازدید)
نوشته شده توسط saeed

شنبه 27 دی 1393 ساعت 10 و 19 دقیقه قبل از ظهر
خدایا راهو گُم کردم کمک کن تا که برگردم
نذارم لحظه ای تنها تو این بیراهه رفتن ها
تو ای تنها پناه من تو بگذر از گناه من
ببخشا هر چه بد کردم گنه کردم گنه کردم

شدم غره به ایمانم خیال کردم که می دانم
اسیر نفس اماره شدم بیچاره همواره
با این که خالیه دستم ولی باز عاشقت هستم
کمی آرامش خاطر تو ای والاترین حاضر

چقدر خوبه که تو هستی درای ظلمتو بستی
خدای من بگیر دستم دل ِ اُمید به تو بستم
تو ای تنها پناه من تو بگذر از گناه من
ببخشا هر چه بد کردم گنه کردم گنه کردم

شدم غره به ایمانم خیال کردم که می دانم
اسیر نفس اماره شدم بیچاره همواره
با این که خالیه دستم ولی باز عاشقت هستم
کمی آرامش خاطر تو ای والاترین حاضر

طبقه بندی: سیده فاطمه حسینی ,

برچسب ها: شاعران جوان ,
(0 نظر)
(19 بازدید)
نوشته شده توسط saeed

چهارشنبه 10 دی 1393 ساعت 12 و 0 دقیقه بعد از ظهر
بهت پیله کردم نمی مونی پیشم

نه میمیرم اینجا نه پروانه میشم

از عشق زیادی تورو خسته کردم


تو دورم زدی خواستی دورت نگردم

بازم شوری اشک و لبهای سردم

من این بازی و صد دفعه دوره کردم

نه راهی نداره گمونم قراره،یکی دیگه دستامو تنها بذاره

دیگه توی دنیا به چی اعتباره

کسی که براش مردی دوست نداره

منو بغض و بارون سکوت خیابون

دوباره شکستم چه ساده چه آسون

به پاتم بسوزم تو شمعم نمیشی

تو حوای دنیای آدم نمیشی

غرورت گلومو به هق هق کشیده

آدم که قسم خوردشو دق نمی ده


منوتو یه عمره دوتا خط صافیم

شده عادت ما که رویا ببافیم

بشینیمو عشق و به بازی بگیریم

واسه زندگی کردنامون بمیریم

چه سخته تو تنهایی شرمنده میشی

ماها قهرمانیم و بازنده میشیم

مثه اعصر پاییزی رنگ و رومون

واسه خیلیا خاطرست آرزومون


طبقه بندی: مهرزاد امیرخانی ,

برچسب ها: شاعران جوان ,
(0 نظر)
(26 بازدید)
نوشته شده توسط saeed

دوشنبه 26 آبان 1393 ساعت 3 و 48 دقیقه قبل از ظهر
بارون صدای احساسه

نم بارون چشاتو میشناسه

تو رو از دست دادم

تو یه لحظه آدم دنیاشو میبازه

تلخه سکوت این خونه

آخه غیر از خدا کی میدونه

تو دلم آتیشه با تو بهتر میشه حال این دیوونه

این روزا سخت تر از اونه که باور کنی

مگه میشه با یه خاطره سر کنی

تو میدونی من چیزی نگم بهتره

تو دنیا کی از ما عاشق تره

یه جوری هق هق زدم صدام زخمیه

این اون دردی که نمی فهمیه

یه دفعه پرپر شد پر پروازمون

گرفته است چقد دل آسمون

من دلخورم تو هم هستی

ولی باز این غرورو نشکستی

چی شده بی خوابی

تو که راحت رو من چشماتو می بستی

درگیر درد مجنونم

مردم میگن که دیوونم

مگه تنها تنها میری زیر بارون که من پریشونم

این روزا سخت تر از اونه که باور کنی

مگه میشه با یه خاطره سر کنی

تو میدونی من چیزی نگم بهتره

تو دنیا کی از ما عاشق تره

یه جوری هق هق زدم صدام زخمیه

این اون دردی که نمی فهمیه

یه دفعه پرپر شد پر پروازمون

گرفته است چقد دل آسمون …


طبقه بندی: مهرزاد امیرخانی ,

برچسب ها: شاعران جوان ,
(0 نظر)
(27 بازدید)
نوشته شده توسط saeed
[نوشته های پیشین]
  بازدید کل: 25849   بازدید امروز: 5   بازدید یک ماه اخیر: 757